خسرو شکیبایی

و مسیح منم که قدرت عشق بسیار بالا تر از مرگ است .برای خسرو شکیبایی

و مسیح اگر منم,تردید نخواهم کرد واز آن آهی  که دشنه شده در سینه ام  ,ای خفته بی جفت,دمی مسیحایی میسازمت.

داستان پروانه ها که برایم گفتی یادت هست ای شمع ناشکیبای من؟

هیچ از طاقت پروانه ات پرسیدی که چنین تیز و آگاهانه خاموش شدی؟

به خیالت که نسوزانی پرو بالی را ,آتش بر خود زدی و ندانستی که

 سوخت سوخت سوخت  پر و بال  دلم در هوای لحن آن نور که با

ملکوت نسبت داشت,وای چه پیاده و بی نصیب از همسفر میمیرم.

انتهای این جغرافیای اندوه کجاست؟

پس چرا نمی میرم  ؟خسته ام

شاید هنوز حالم خوب است که آمدنت را  آوردنت را باور دارم .

پس چرا چشمهایم هوای ابری شدن دارند ؟


مگر تونیز توهمی از خدا   

                                     شدی


که چنین خاموش و نا پیدا حتی جواب پرسش هایم را نمی دهی؟

خسته ام از رسم ملکوتیان که صبوری پیشه می کنند .

رسم من, رسم خدای جدیدی است که سرعت و پیروزی را  برای

رسیدن, سمبل خودقرار داده  وحتی نام خدارا که دروغ ترین


اختراع و ساخته ذهن و دست بشری بود که خود را باور نکرد,


بر خود نخواهم پوشید.

مردن به تیر و تولد دوباره ات در آسمانها؟


دلم می خواهد تمام آسمان را


یکجا گریه کنم.


روزی به من گفتی  روزبه و مهربانترین روزنه ,بانو و


مثل فرشته.


فرشته !من از کدام دسته فرشتگانم که اینگونه دستانم از خوبان

آسمان کوتاه است؟

سر به سرم میگذاری ها؟

وگر مسیح منم ,از سر صدقه عشق است , عشق است که همچون مرگ

بر همگان مسلط است اما بسیار نیرو مند تر.  پس بی سبب


نیست که نمی میرم .*آزیتا روزبه*

اسفند هشتادو هشت هم دود شد و چشم ها از ما بر نگشت.


AZITA BALO

+   آزیتا روزبه ; ۳:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٢/٢

پروانه ات خواهم ماند

 

وهر بار که می آیم پروانه ای برسر مزارت می کارم تا بدانی وقت است از پیله بیرون آیی و  به معجزه ایی از جنس

مسیح ایمان آوری و به میان ما بازگردی.می دانم چون خواسته ام به دست می آورم.

برایت نامه مینویسم تا هنگامی که برخواستی بدانی چه کسی چشم براه توست وهنوز در آستانه پر عشق

تنها برای تو ایستاده است. آزیتا روزبه


+   آزیتا روزبه ; ۳:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/٢٩

اخطار به کپی برداران

هر گونه دست کاری و یا کپی برداری

 


از روی طر ح و  نوشته های 



آزیتا روزبه و این وبلاگ,پیگرد



شدید قانونی دارد.


چه در داخل کشور چه در خارج



از



کشور.

+   آزیتا روزبه ; ۳:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

شب یلدا با خسرو عزیز (خسرو جونم میگن جات خالیه.ولی عزیزم جات میسوزه توقلبم آخ)

بازم شب یلدا و حافظ و خسرو.اما این بار هم مثل پارسال


اینجوری,اینجا.

             شد یک بغض ولحظه های پر از غم و تنهایی  به درازای شب یلدا

   

            واسه یک عمر خسرو جون

+   آزیتا روزبه ; ۳:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

گفتی جان تو و جان پرندگانی که...

گفتی هوای دل کوچک پرندگانت را داشته باشم.ای همیشه مهربان ببین   این وفای به عهدم. کاش مرده بودم .راستی خسرو شکیبایی عزیزتر از جان بیقرار پرگریه ام چه کسی   هوای دل مارا خواهد داشت؟


+   آزیتا روزبه ; ۳:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

مجسمه و تمبر های یاد بود خسرو شکیبایی طراحی و ساخته آزیتا روزبه

مجسمه و تمبر های یاد بود خسرو شکیبایی طراحی و ساخته آزیتا روزبه

هرگونه  کپی برداری  از هر طرح  از این وبلاگ, پیگرد قانونی دارد.


مجسمه خسرو شکیبایی عزیز توسط من در سال 77 ساخته شد و به ایشان تقدیم گردید.تمبر

 

متعلق به سال 1388 است


 

+   آزیتا روزبه ; ٢:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

تولدت مبارک خسرو شکیبایی عزیزم روز تولد خسرو شکیبایی=روز ملی تئاتر

این تمبر توسط من در سال 1388 طراحی شده ودر مسابقه پوستر مراسم یادبود استاد خسرو

شکیبایی شرکت داشته.جالبه بدونید که روز تولد خسرو  مقارن هست با روز جهانی تئاتر

 

هرگونه  کپی برداری پیگرد قانونی دارد

 


+   آزیتا روزبه ; ٢:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

سو استفاده از محبوبیت خسرو شکیبایی به بهانه بزرگداشت او

        در جواب نامه

(محمد هادی عسگری فر)

 

آزیتا روزبه:

 

با ارادت به آسمانی ها و همیشه سلام به تمام عاشقان خسرو شکیبایی

 

و آنان که روحشان جویای عشق و عدالت است که البته جناب اقای محمد

هادی عسگری فر, از اصفهان, از این قائده مستثنا است.

 

اقای عسگری فر,شما اذعان کرده بودید که عدم حضور تان در مراسم

 

اختتامیه به این دلیل بوده است که داوران از شما خواسته بودند تا تشریف

 

نیاورید تا مراسم پایانی بر هم نخوردو همه چیز بی سرو صدا خاتمه یابد!!!

 

چرا داوران باید از شما بخواهند تا در مراسم تحویل جایزه حضور پیدا نکنید؟!

 

شاید هم در این میان زدو بند هایی صورت گرفته که آنان نیز از دسته گلی

 

که به آب داده اند با خبر بودند و به همین خاطر خواستندکه

 

حضور نداشته باشید! ولی این گفته شما برای من غیر قابل باور است

 

زیرا اول این که داوران همگی مرا از نزدیک دیده بودند و می دانستند که

 

من انسانی آرام و متین هستم که حاضر نخواهم شد حتی به دلیل

 

بی عدالتی که در حق من صورت گرفته, آبروی همگان را جلوی چشمان

 

عزیزان و دوستانشان ببرم! چون دریافت  جایزه و کسب مقام اول آن

 

مراسم, آنقدر ها برایم اهمیت نداشت که بخواهم جایگاه اجتماعی خود

 

را و ارزش آشنایی دیرینه خانوادگی ام با استاد خسرو شکیبایی را

 

(با اعتراض در سالن که البته از محالات بود)ضایع گردانم.

 

دوم اینکه, چه مراسمی؟! که اگر من آنرا در خانه خود برگزار می کردم

 

بسیار معنوی تر و با شکوه تر برگزار می شد.زیرا قرار دادن سی و پنج

 

پوستر به در و دیوار آن هم با شکل هایی یکسان که همگی همانند

 

کارت های دعوت یک  مهمانی با ابعاد60در 90 و با زیر نویس آدرس:

 

خیابان آمادگاه اصفهان و... بودند که گویی همه در آن مراسم یکدیگر را

 

می شناختند و آن کارت دعوت های عظیم را برای آشنایان و دوستان خود

 

فرستاده بودند .





جالب است که بدانید در این مراسم با شکوه ,تنها دو

 

الی سه ردیف از صندلی ها  پر شده بود که انها هم


شامل:داوران,دوستان,آشنایان,همسایگان,و مدیران محترم حوزه هنری

 


اصفهان بود. در این میان نمی دانم به چه علتی خانواده های محترم



آن دو هنر مند عالیقدر خسرو شکیبایی و حسین پناهی دعوت نشدند!!!

 

شاید برگزار کنندگان آن مراسم دراصفهان, می خواستند به بهانه ی

 

(یادمان حسین پناهی و خسرو شکیبایی)یکدیگر را تحویل بگیرند و از

 

اسم,شهرت,و اعتبار این دو هنرمند معصوم  مخصوصا حسین پناهی

 

که واقعا مظلوم واقع شده است, اعتباری برای خودشان,دوستان و

 

همسایگان استان اصفهان کسب نمایند.آفرین به حسن سلیقه و

 

انتخاب شما ,زیرا که خوب درک کردید چگونه,کجا و از چه کسانی

 

کسب اعتبار و شهرت نمایید.

جالب است که بدانید در یکی از پوستر های  یادمان حسین پناهی و

 


خسرو شکیبایی ,به جای تصویر حسین پناهی,عکس یکی از شرکت



کنندگان در ابعاد بزرگ وسط پوستر به چشم می خورد که اشعار حسین



پناهی در زیر عکس همان آقای شرکت کننده نوشته شده بود.ما که


متوجه نشدیم عکس آن آقا چه ربطی به اشعار حسین پناهی داشت.



ولی در انتها وقتی جایزه نفر سوم برگزیده مراسم که اتفاقا زحمت فراوانی



کشیده بود و از کلیپهای تکراری  با میکس و.... آنرا به عنوان کلیپ مراسم


یادمان ,به روح شریف آن دو هنرمند بزرگ تقدیم کرده بود ,دلیلش را فهمیدیم.



و اما از موضوع اصلی خودمان فاصله نگیریم چون من می خواستم از


کسی صحبت کنم که هنوز هویت اصلی ان فرد,نه برای من بلکه برای


هیچ سایت خبری معتبری کشف نشده است .مسئولان محترم ایسنا


بسیار عصبانی شدند وقتی که شخصی شاید با هویت جعلی ,تنها با


فرستادن ایمیل (محمد هادی عسگری فر از اصفهان)به سایت خبریشان



خواسته است که خود را بی گناه جلوه دهد تا شاید بتواند انگشت اتهام


را به سادگی و به طرزی ناشیانه از روی خود بردارد.



پیرو شکایت خانم آزیتا روزبه ,بازیگر سینما


تئاتر و تلوزیون که در زمینه هنرهای


تجسمی نیز فعالیت دارند وگزارش خبری


وی در سایت ایسنا که مورخ 1388/8/9


3پوستراز 7 پوسترطراحی شده


توسط آزیتا روزبه در مراسم یادمان حسین پناهی و خسرو شکیبایی



پذیرفته شدند که یکی از همان سه پوستر در مراسم با کمی تغییر جزئی



به نام محمد هادی عسگری فر از اصفهان به ثبت رسید و همین کار کپی


شده از پوستر آزیتا روزبه برنده جایزه اول مراسم شد.



آقای عسگری فر شما ادعا کرده اید که کار طراحی شده را زودتر از من



ارسال کرده اید.وقبلا در یک نمایشگاه در اصفهان در سال 1388 این پوستر



را به نمایش گذاشته بودید.اما این ادعاها موضوعاتی هستند که شما و


آشنایان شما در آن مراسم ,بیان می کنند.زیرا هنگامی که من برای


شرکت در مراسم مدتی در اصفهان اقامت داشتم,علیرغم تمام درخواستها


وتلاش هایم,موفق به رویت شما نشدم.و همچنین شما در هیچ مکانی


خود را نشان ندادید.حتی زمانی که جایزه به کار من (کار کپی برداری


شما از روی طرح من)تعلق گرفت شما حضور نداشتید که جایزه خود را  از

داوران دریافت کنید.

 

اما ظاهرا داوران محترم به شما قبلا اطلاع داده بودند که قرار است



جایزه ای نصیبتان شود,چون نماینده ای(جوانی حدود 17 تا19 ساله)


از جانب خودتان فرستاده بودید که جایزه  را دریافت کند.شاید هم این


نام(محمد هادی عسگری فر)تنها یک نام مستعار است که یکی از همان


دوستان و آشنایان برگزارکننده مراسم,برای خود انتخاب کرده است!!



آقای عسگری فر بدانید  که  با این ادعای پوچ,تمام داوران محترم و


زحمتکش  آن مراسم را همچون(آقایان عقیلی,ناصحی,حلاج و...)را زیر


سئوال برده اید.من آگاه نیستم که شما دقیقا چه کسی هستید و چه



هویتی دارید.ولی می دانم  که اگر داوران محترم از این قضیه تقلب از طرح


من توسط شما به روشنی اطلاعات کسب کنند(البته در صورتی که


همدستی ما بین آنها وشما صورت نگرفته باشد)آنها نیز ازشما شکایت


خواهند کرد که اینگونه از اعتبارشان سواستفاده  کرده اید و به بازیشان



گرفته اید.طبق تماسی که اقای ناصحی یکی از داوران با من داشتند



وی نیز اعلام کرد عدم حضور اقای عسگری فر در مراسم اختتامیه یکی از



 نکات ابهام   بر انگیز است!!! آقای ناصحی در ادامه افزودند :منتظر مدارک


وشواهد


بیشتری بر علیه محمد هادی عسگری فر هستم تا آنها را جمع آوری کرده



و هرچه زودتر حقیقت آشکار شود.چون نمی خواهیم در خانه گرافیک حوزه


هنری اصفهان تنها برای یک هویت جعلی بسته شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


زمانی که من(آزیتا روزبه) دراصفهان حضور داشتم ,جناب



آقای امیر مسعود حلاج مدیر محترم خانه گرافیک حوزه


هنری اصفهان,پوستر های من و عسگری فر را در


کامپیوتر در حضور خودم مورد بررسی قرار دادند,کار


دقیقا کپی برابر اصل بود.ووقتی اقای حلاج این موضوع



را مشاهده کردند خندیدند و گفتند :این اقای عسگری



حتی  بازتاب تصاویر ابرهایی که در عینک خسرو


شکیبایی منعکس شده اند را تغییر نداده!!!!!!!عینا مثل


طرح شماست!!!!!!


ایشان دو تصویر را بر روی هم قرار دادند و دقیقا همانند


سیبی شد که از وسط به دو نیم شده باشند.



(برادر گرامی حداقل کمی قبول زحمت فرموده و مدل


ابرها را کمی تغییر می دادید).شما مطرح کرده بودید


که آزیتا روزبه از ابزار و فیلتر های نابجا استفاده کرده



واین عدم آگاهی وی را میرساند!!!


اقای محترم, اگر  حرفه ای هستید چرا باید از طرح


من که به قول خودتان ناشیانه و غیر حرفه ای است



کپی  برداری کنید؟! شما با این حرف به حرفه و شعور


اساتید دیگر نیز توهین کرده اید,زیرا من کارهایم را به


برخی از اساتید هنرهای تجسمی نشان دادم که آنها


نیز سالیان دراز در این زمینه,تجربه و دانش لازم را دارند.



آنان طرح های مرا تائید کردند . به خاطر این بی


احترامی باید در دادگاه جوابگوی آن اساتید هم باشید.




چرا آزیتا روزبه که از نظر شما غیر حرفه ای است در


همان مراسم 3 پوستر دارد و محمد هادی عسگری فر


فقط یک پوستر که


آن هم کپی از روی یکی از آن سه پوستر من است.


آقای عسگری فر جنابعالی همچنین تمامی مدارک


تحصیلیتان را ردیف کرده اید البته به زبان نامه,و از


خودتان به عنوان یک فرد تحصیل کرده یاد کرده اید



اما بی انصافی و ظلم,تحصیلات و مدرک نمی شناسد.


چه بسیارند کسانی که با تحصیلات و امکاناتی که دارند


بی عدالتی در حق دیگران مرتکب می شوند.تا خود را


با به رخ کشیدن عناوینشان حق به جانب تر و بزرگتر از


انچه که هستند جلوه دهند.


طی گفته خودتان که عنوان کرده بودید آزیتا روزبه این


طرح را قبلا در هیچ نمایشگاهی شرکت نداده است

 

واین را بهانه قرار دارید تا از زیر بار گناه سرقت از طرح


اینجانب


شانه خالی کنید .آگاه باشید که من طرح این پوستر را


در سال 1387 یعنی یک سال قبل از شما در مراسم


شب هفتم خسرو شکیبایی عزیز طراحی و ارائه کردم



و مدارک آن به صورت مستند وجود دارند.


ثانیا,تا آنجا که می دانیم در بخش مسابقات یکی از


قوانین این است که پوستر ها نباید قبلا در هیچ


نمایشگاهی شرکت داده شده باشند پس شما باز هم


خلاف قوانین عمل کرده اید.


به هر حال همانطور که من در اصفهان بودم و شما


مدارکی به اینجانب عرضه نفر مودید, تا صحت گفتارتان


بر ما روشن شود ,من نیز برای اثبات گفته هایم


نامه احضاریه  از داد گاهی واقع در شهر تهران برایتان


ارسال خواهم کرد تا به تهران تشریف آورده و مدارک


خودتان را به دادگاه ارائه دهید.و از آن جهت که هنوز


هویت شما مشخص نشده این نامه باید برای داوران


ارسال شود تا به واسطه انها به دست شما برسد.


البته این در صورتی است که شما بخواهید از شکیبایی


و نجابت ما سو استفاده کنید و جوابمان را با نامه های


بی ربط و توهین آمیز بدهید ,بدون اینکه از ما عذر


خواهی کرده باشید. به شما توصیه می کنم از این به


بعد,جانب ادب را نگه دارید که عزیزان سایت خبری


ایسنا


مجبور نشوند کلی به زحمت افتاده و به نامه هایتان


 که دور از عفت کلام هستند ,چاشنی ادب


اضافه کنند تا قابل انتشار شوند.در ضمن,من به دنبال

جایزه نیستم بلکه به دنبال عدالت و حق هستم.


من جایزه حقیقی خود را از قلب مهربان خسرو

شکیبایی و خانواده محترم ایشان دریافت کرده ام.


هر شنونده و خواننده عاقلی که بویی از عدالت برده


باشد, می تواند به درستی قضاوت کند که آزیتا روزبه


به عنوان عضو کوچکی از خانواده هنری که در عرصه


های مختلف هنری سالیانی است که فعالیت دارد



و همینطور از آشنایان استاد خسرو شکیبایی نیز هست


و با شکایات متعددی که چه کتبا چه


حضورا به وزارت ارشاد اسلامی,حراست


حوزه هنری اصفهان و استانداری آنجا و وو


... ارائه داده است,هرگز حاضر نیست خود


را بی جهت بی اعتبار گرداند.این شما هستید که

 


در باتلاق ساخته دست خودتان هرچه بیشتر تقلا کنید و دست و پای


بیهوده بزنید بیشتر و بیشتر در آن فرو میروید.


انتهای نامه...................................



پی برگزاری نمایشگاه پوستریادمان پناهی و شکیبایی
آزیتا روزبه: پوسترم به نام فرد دیگری عرضه شده بود

سرویس: فرهنگ و هنر - هنرهای تجسمی
1388/09/08
11-29-2009
11:02:47
8809-01531: کد خبر

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - هنرهای تجسمی

یک هنرمند جوان ادعا کرد:یکی از پوسترهایم را که برای مسابقه پوستر یادمان حسین پناهی و خسرو شکیبایی به خانه گرافیک اصفهان ارسال کرده‌ام به نام فرد دیگری عرضه شد و همان فرد هم جایزه‌ی برگزیده‌ی آن مسابقه را گرفته است.

آزیتا روزبه بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر که در عرصه‌ی هنرهای تجسمی هم فعال است در تماسی با خبرنگار تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،در توضیح روند این ماجرا یادآور شد: در تیرماه 88 در جراید و روزنامه‌ها فراخوان مسابقه پوستر یادمان حسین پناهی و خسرو شکیبایی را به همت خانه گرافیک اصفهان، حوزه هنری اصفهان خواندم و طبق این فراخوان هفت پوسترم را از این دو هنرمند ارسال کردم.

 او ادامه داد: این پوسترها را شخصا به اصفهان بردم و در عین حال با پست هم فرستادم و از طریق سایت «زیبنو» که اسپانسر این مسابقه بود، کارها را ارسال کردم. شنبه 9 آبان ماه در روزنامه‌ها خواندم که خانه گرافیک اصفهان اسامی پذیرفته شدگان این نمایشگاه را اعلام کرده است و خوشحال شدم که نامم در لیست پذیرفته‌شدگان هست.

 آزیتا روزبه گفت:20 آبان ماه برای برپایی مراسم افتتاحیه راهی اصفهان شدم و قصد داشتم طی شش روز برگزاری در آنجا حضور داشته باشم و از برگزارکنندگان این مسابقه نیز قدردانی کنم که نام خسرو شکیبایی را زنده نگه داشتند.

 او در ادامه خاطرنشان کرد: ابتدا که عازم اصفهان بودم با خود فکر کردم ـ با وجود اینکه اثرم در این نمایشگاه حضور دارد ـ چرا برای من دعوت نامه‌ای نیامده است به هرحال وقتی به اصفهان رسیدم به نمایشگاه برگزار شده رفتم و سه پوسترم را که انتخاب شده بود را دیدم. اما در یکی از این آثار به جای اسم من، اسم فرد دیگری به نام محمدهادی عسگری‌فر از اصفهان خورده بود. البته این پوستر را یک مقدار تغییر داده بودند اما اصل پوستر، همان طرح پوسترم بود و همین پوستر در روز اختتامیه این برنامه برگزیده اول شد.

 آزیتا روزبه گفت: پیرو این اتفاق وقتی از مسئولان برگزارکنندگان پیگیر شدم آنها گفتند، این آقا پوسترش را زودتر از شما ارسال کرده است. وقتی در مراسم اختتامیه‌ی این مسابقه شرکت کردم که حداقل با این آقا روبرو شوم. ایشان خودشان برای گرفتن جایزه نیامده بودند و نماینده فرستاده بودند. هر چقدر از مسئولان برگزار کننده نمایشگاه خواستم من را با ایشان روبرو کنند تاکنون این اتفاق نیفتاده است و حتی آنها مدارکی هم به من ارایه نکردند که این پوستر زودتر از پوستر من به آن‌ها ارائه شده است.

او گفت: با توجه به این شرایط پیش‌آمده وکیل گرفته‌ام و این موضوع را پیگیری قانونی می‌کنم. این هنرمند جوان درعین حال یادآور شد: در همان روزهای برپایی این نمایشگاه که در اصفهان بودم نامه‌های شکایتی را به مدیر حوزه هنری اصفهان، حراست، وزارت ارشاد تهران و اصفهان فرستادم که هیچ کدام تاکنون نتیجه‌ای نداشته است.

 این هنرمند با اشاره به سه پوستری که در این نمایشگاه از او انتخاب شده بود، اذعان داشت: در این نمایشگاه پوستری از حسین پناهی به نام «دفتر و کلاغ» و پوستری از خسرو شکیبایی به نام «اسطوره هنر هفتم» داشتم و سومین کارم با نام «قاصدک» که با یک مقدار تغییر در اصل پوستر به نام فرد دیگری عرضه شده بود، حضور داشت.

روزبه در پاسخ به این پرسش که پوستر«قاصدک» را پیش‌تر در کدام نمایشگاه و یا مسابقه‌ای ارائه داده است به ایسنا گفت:‌ در هیچ مسابقه‌ای ارائه ندادم و فقط برای شرکت در این مسابقه به سایت زیبنو (اسپانسر این برنامه در اصفهان) دادم.

 وی درباره ارائه این پوستر برای انتشار در این خبر نیز مطرح کرد: با توجه به شرایط پیش‌آمده برای پوستر «قاصدک» که فردی دیگری با کمی تغییرات آن را به نام خودش ثبت کرده است و در عین حال قصد دارم این پوستر را برای کار دیگری برای زنده‌یاد شکیبایی استفاده کنم بنابراین ترجیح می‌دهم تا آن کار به سرانجام نرسیده است، این پوستر را خیلی علنی نکنم.

 آزیتا روزبه به قطعه شعری که برای زنده‌یاد شکیبایی سروده است و در پوستر «قاصدک» از آن بهره برده اشاره کرد و افزود: در پوستر «قاصدک» برای شکیبایی قطعه شعری سروده بودم و ابتدا قصد داشتم این قطعه شعر را در جایی ثبت کنم تا حقوقش متعلق به خودم باشد، اما تاکنون علی‌رغم پیگیری‌ها نتوانستم این کار را انجام بدهم، گویا چنین روندی برای ثبت شعر در ایران وجود ندارد.

 وی در پایان گفت: آشنایی خانواده‌ام با استاد شکیبایی به 23 سال قبل برمی‌گردد و بر اساس همین آشنایی و دوستی مجسمه‌ای از زنده‌یاد خسرو شکیبایی ساختم و سال 77 به ایشان تقدیم کردم.

 خبرنگار ایسنا پیگیر تماس با مسئولان برگزارکنندگان مسابقه‌ی پوستر یادمان خسرو شکیبایی و حسین پناهی پیرو این موضوع مطرح شده است.

 انتهای پیام

+   آزیتا روزبه ; ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

ومن همچنان در انتظار سلام دوباره ات هستم

می آیم    می آیم   می آیم  و آستانه پر از عشق می شود

و من در آستانه به آنان که دوست می دارند و دختری که هنوز آنجا

در آستانه پر عشق ایستاده

                                   سلامیدوباره خواهم داد


+   آزیتا روزبه ; ٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

به تو میرسم دوباره خسرو شکیبایی عزیزتر از جان عاشق بیقرار پرگریه ام .

 

با هرچه عشق,نام ترا می توان نوشت 



.به قول صدای ملکوتی تو که میگفت:من از همان ابتدای علاقه می دانستم که دیدار دوباره



ما میسر است.به تو میرسم دوباره,به تو میرسیم دوباره,به هم می رسیم دوباره.


آمین

+   آزیتا روزبه ; ٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

خسرو شکیبایی


کارنامه بازیگری

فیلم‌های سینمایی

سال عنوان کارگردان عنوان کارگردان عنوان کارگردان
۱۳۶۰ خط قرمز مسعود کیمیایی



۱۳۶۲ دادشاه حبیب کاووش



۱۳۶۳ صاعقه ضیاءالدین دری



۱۳۶۵ رابطه پوران درخشنده



۱۳۶۶ شکار مجید جوانمرد ترن امیر قویدل

۱۳۶۸ عبور از غبار پوران درخشنده هامون داریوش مهرجویی

۱۳۶۹ جستجو در جزیره مهدی صباغزاده ابلیس احمد رضا درویش

۱۳۷۰ بانو داریوش مهرجویی



۱۳۷۱ یک بار برای همیشه سیروس الوند سارا داریوش مهرجویی پرواز را به خاطر بسپار حمید رخشانی
۱۳۷۲ بلوف ساموئل خاچیکیان



۱۳۷۳ کیمیا احمد رضا درویش پری داریوش مهرجویی درد مشترک یاسمین ملک نصر
۱۳۷۴ خواهران غریب کیومرث پور احمد عاشقانه علیرضا داودنژاد سایه به سایه علی ژکان
۱۳۷۵ سرزمین خورشید احمد رضا درویش



۱۳۷۶ زندگی اصغر هاشمی روانی داریوش فرهنگ

۱۳۷۸ میکس داریوش مهرجویی عشق شیشه‌ای رضا حیدرنژاد دختردایی گمشده داریوش مهرجویی
۱۳۷۹ دختری به نام تندر حمیدرضا آشتیانی پور



۱۳۸۰ مزاحم سیروس الوند لژیون ضیاءالدین دری کاغذ بی خط ناصر تقوایی
۱۳۸۰ اثیری محمد علی سجادی



۱۳۸۲ صبحانه برای دو نفر مهدی صباغزاده



۱۳۸۳ حکم مسعود کیمیایی ازدواج صورتی منوچهر مصیری سالاد فصل فریدون جیرانی
۱۳۸۴ چه کسی امیر را کشت؟ مهدی کرم‌پور عروسک فرنگی فرهاد صبا پیشنهاد پنجاه میلیونی مهدی صباغزاده
۱۳۸۴ ستاره‌ها فریدون جیرانی



۱۳۸۵ دست‌های خالی ابوالقاسم طالبی اتوبوس شب کیومرث پوراحمد رئیس مسعود کیمیایی
۱۳۸۶ شب رسول صدرعاملی حیران شالیزه عارف‌پور

۱۳۸۷ امروز نه فردا فریدون جیرانی دل‌شکسته علی روئین تن

مجموعه‌های تلویزیونی

سال عنوان کارگردان توضیحات
۱۳۵۴ سمک عیّار محمد رضا اصلانی

خلیل ده مرده محمود استاد محمد

لحظه


مدرس هوشنگ توکلی
۱۳۶۷ ‌کوچک جنگلی ناصر تقوایی(نیمه تمام)، بهروز افخمی
۱۳۶۸ روزی روزگاری امرالله احمدجو در نقش مراد بیگ

تهران ۵۳


میثاق خون


میراث مشترک
گوینده گفتار متن
۱۳۷۴ بوی گل‌های وحشی حسینعلی لیالستانی در نقش کوهیار
۱۳۷۵ خانه سبز بیژن بیرنگ، مسعود رسام پخش از شبکهٔ ۲ سیما
۱۳۷۶ سرزمین سبز بیژن بیرنگ، مسعود رسام پخش در سال ۱۳۸۶
۱۳۷۷ کاکتوس محمدرضا هنرمند فقط در سری اول این مجموعه تلویزیونی بازی کرده
۱۳۷۸/۱۳۷۹ تفنگ سرپر امرالله احمدجو در نقش آقا سید
۱۳۸۱ آواز مه حسینعلی لیالستانی
۱۳۸۱ در کنار هم فتحعلی اویسی
۱۳۸۱-۱۳۸۶ شیخ بهایی شهرام اسدی شیخ عزالدین (پدرشیخ بهایی)

نمایش‌های تئاتر

از جمله نمایش‌هایی که شکیبایی در آنها حضور داشت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

آلبوم‌های موسیقی

سال عنوان سروده‌های نوع (ژانر) پخش توضیحات
۱۳۷۳ نامه‌ها سید علی صالحی دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش
۱۳۷۴ مهربانی محمدرضا عبدالملکیان دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش
۱۳۷۴ صدای پای آب سهراب سپهری دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش (مجوز انتشار شماره ۱۵۹۰/۴/ج از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)
۱۳۷۵ نشانی‌ها سید علی صالحی دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش
۱۳۸۲ آلبوم سهراب سهراب سپهری دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش
۱۳۸۲ پری خوانی فروغ فرخزاد دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش

حجم سبز سهراب سپهری دکلمه موسسه فرهنگی هنری دارینوش


+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 22:26  توسط آزیتا روزبه  |  نظر بدهید

خسرو شکیبایی زندگی‌نامه

زندگی‌نامه

دوران کودکی و نوجوانی

خسرو شکیبایی در ۷ فروردین ماه سال ۱۳۲۳ در خیابان مولوی تهران به دنیا آمد. در شناسنامه نامش «خسرو» است ولی خانواده و نزدیکان او را «محمود» صدا می‌کردند. پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ۱۴ ساله بود بر اثر سرطان از دنیا رفت. او قبل از اینکه وارد عرصه تئاتر شود، در حرفه‌هایی چون خیاطی و کانال‌سازی وآسانسورسازی کار می‌کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و به صورت کاملا حرفه‌ای بازیگر تئاتر شد. وی فارغ التحصیل بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد، ۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفهٔ دوبلوری شد.

دوران کاری

تئاتر

شکیبایی فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۲ با بازیگری تئاتر آغاز کرد. در ۱۹ سالگی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت و بعد از مدتی به عباس جوانمرد، معرفی و به صورت کاملاً حرفه‌ای بازیگر تئاتر شد. از جمله نمایش هایی که وی در آنها ایفای نقش نموده است، می‌توان به سنگ و سرنا، همه پسران من، شب بیست و یکم و بیا تا گل بر افشانیم اشاره کرد. او چندین نمایش تلویزیونی مانند فیزیکدان ها و هنگامه شیرین وصال را هم در کارنامه دارد. ۵ سال پس از ورود به تئاتر، یعنی در سال ۱۳۴۷ وارد حرفهٔ دوبلوری شد و مدت کوتاهی نیز در زمینه دوبله به فعالیت پرداخت.

سینما

شکیبایی نخستین بار در سال ۱۳۵۳ در فیلم کوتاه و ۱۶ میلیمتری «کتیبه» به کارگردانی فریبرز صالح مقابل دوربین رفت. در سال 1361 در حالی که مشغول بازی در نمایش «شب بیست و یکم» بود، مورد توجه مسعود کیمیایی قرار گرفت و با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی-۱۳۶۱) به سینما آمد و تا سال ۱۳۶۸ نقش آفرینی‌هایی کرد. از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد. اما از بعد از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی-۱۳۶۸) بود که نام خسرو شکیبایی بر سر زبان‌ها افتاد. او برای بازیش در همین فیلم از «هشتمین جشنواره فیلم فجر»، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت.

خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع اقسام لباس ها و تیپ های مختلف تکرار کرد. اما توانایی های انکار ناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملاً متفاوت در فیلم کیمیا و کاغذ بی خط.

او برای بازی در فیلم کیمیا (احمد رضا درویش-۱۳۷۳) بار دیگر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او سومین سیمرغ خود را هم را برای بازی در نقش عادل مشرقی فیلم سالاد فصل (فریدون جیرانی) گرفت. از آخرین افتخارات شکیبایی هم دیپلم افتخار برای فیلم اتوبوس شب (کیومرث پوراحمد) بود. [۳] شکیبایی آخرین جایزه‌اش را از ششمین جشن ماهنامه «دنیای تصویر» برای بازی در فیلم «کاغذ بی خط» دریافت کرد.

پس از گذشت نزدیک به ۲۲ سال از اولین حضورش در فیلم کیمیایی، در فیلم حکم (۱۳۸۳) باری دیگر در فیلم وی در کنار عزت الله انتظامی ایفای نقش کرد.

در ۹ تیرماه ۱۳۸۷ در دومین جشن منتقدان سینمایی، جایزه یکی از برترین بازیگران سی سال سینمای پس از انقلاب را گرفت. [۴] او همچنین در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر، بازیگر و گوینده تیزر جشنواره بود.[۵]

تلویزیون

شکیبایی در سال ۱۳۵4، یعنی یک سال بعد از اولین حضور او در فیلم کوتاه «کتیبه»، به دعوت محمد رضا اصلانی در سریال «سمک عیار» ایفای نقش کرد و پس از آن در سریال هایی چون لحظه، کوچک جنگلی، مدرس، روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، آواز مه، تفنگ سر پر و در کنار هم.

او در تلویزیون هم موفق بود. از همان زمان که در نقش «سید حسن مدرس» بازی کرد و آن مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد. تا کار های به یاد ماندنی ای همچون روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و در کنار هم.

شکیبایی در چند فیلم تلویزیونی هم به ایفای نقش پرداخت. فیلم آخرین نقش‌آفرینی این هنرمند در فیلم تلویزیونی پیوند (سعید عالم‌زاده) و آخرین نمایش فیلمش، آشیانه‌ای برای زندگی (حمید طالقانی) بود که به مناسبت روز پدر از تلویزیون پخش شد.

دکلمه

او علاوه بر هنرنمایی در نقش آفرینی سینما و تئاتر و تلویزیون، برخی از سروده‌های فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، سید علی صالحی و محمدرضا عبدالملکیان را به صورت دکلمه اجرا کرده بود.

مرگ

شکیبایی در ساعت ۴ صبح جمعه ۲۸ تیرماه ۱۳۸۷ در سن ۶۴ سالگی در اثر بیماری عارضه قلبی[۶] در بیمارستان پارسیان تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان گورستان بهشت زهرا دفن شد. او مدت‌ها از عارضه سرطان کبد رنج می‌برد.

در پی این رویداد، محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران[۷] غلامعلی حداد عادل[۸] رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و عزت‌الله ضرغامی[۹] رئیس سازمان صدا و سیما پیام تسلیت صادر کردند، همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیام تسلیت محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران را در مراسم تشییع پیکر «خسرو شکیبایی» اعلام داشت. [۱۰]

جوایز و انتخاب‌ها

جشنواره فیلم فجر

  • برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر:
    • بهترین بازیگر نقش اول مرد (هامون)، دوره ۸ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۶۸
    • بهترین بازیگر نقش اول مرد (کیمیا)، دوره ۱۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۳
    • بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (سالاد فصل)، دوره ۲۳ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۳
    • دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (اتوبوس شب)، دوره ۲۵ (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۵

مجله فیلم

سایت ایران اکتور

جشن سینمای ایران

سایر

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 22:23  توسط آزیتا روزبه  |  نظر بدهید

خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی (زاده ۷ فروردین ۱۳۲۳ تهران - درگذشت ۲۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۴ صبح در بیمارستان پارسیان تهران به دلیل سرطان کبد و نارسایی قلبی[۱] [۲]) بازیگر معروف سینمای ایران بود. او تحصیلاتش را در رشتهٔ بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان برد. تا پیش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعالیت داشت و فعالیت حرفه‌ای در عرصه سینما را با بازی در فیلم «خط قرمز» (مسعود کیمیایی - ۱۳۶۱) آغاز کرد. او در نزدیک به ۴۰ فیلم سینمایی بازی کرد. بازی در نقش حمید هامون در فیلم هامون ساختهٔ داریوش مهرجویی یکی از ماندگارترین نقش‌هایی است که ایفا کرده‌است.

 

تولد ۷ فروردین ۱۳۲۳
خیابان مولوی، تهران، ایران
والدین احمد شکیبایی
فریده خاتمی
مرگ ۲۸ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۴ صبح (۶۴ ساله)
بیمارستان پارسیان تهران
پیشه بازیگر، فیلمنامه‌نویس، دوبلور، دکلمه‌خوان
سال‌های فعالیت ۱۳۴۲ تا ۱۳۸۷
همسر(ها) پروین کوشیار
تانیا جوهری (پیشین)
فرزندان پویا شکیبایی (فرزند پروین کوشیار)
پوپک شکیبایی (فرزند تانیا جوهری)
مدرک تحصیلی دانش‌آموختهٔ بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهرا\













 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+   آزیتا روزبه ; ٢:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

khosro shakibaei

Khosrow Shakibā'í (March 27, 1944, Tehran, Iran — July 18, 2008, Tehran) (Persian: خسرو) was a celebrated Iranian stage and cinema actor. He ranks amongst the most accomplished of actors of his generation.

Khosrow Shakibai was born to Colonel Ahmad Shakibāi and Ms Farideh Khātami. His father, who was an army Colonel, died from cancer when Khosrow (called Mahmoud by family and close friends) was only fourteen. Khosrow studied acting at Faculty of Fine Arts of University of Tehran. He began his stage career in 1963 and branched out his activities into film dubbing in 1968. Shakibā'í initiated his film acting in 1982 with Khatt-e Ghermez (The Red Line), directed by Masoud Kimiai. He had played in seven feature films when the film director Dariush Mehrjui offered him the title role of Hamoun, a film that over time has achieved a cult status.

Shakibai's performance in Hamoun marked a turning point in his career. He received a Crystal Simorgh at Fajr International Film Festival for his portrayal of Hamoun, a literary intellectual who gradually loses his touch with reality and becomes entrapped into an obsessive and destructive conflict with his estranged wife whom he deeply loves. Shakibai played also in some major television series. He won a Crystal Phoenix for Kimiā (The Philosopher's Stone) (1994) directed by Ahmad-Reza Darvish.

Shakibai found also a considerable following for his voice, brought about through publication of the recordings of his readings of poems by such luminaries of the modern Persian poetry as Forough Farrokhzad and Sohrab Sepehri.

Shakibai is credited for helping to raise the stature of performing arts in Iran by the end of the 1980s, when the authorities in charge tended to neglect this area of cultural activities.

He married twice. From his first marriage with the actress Tānyā Joharí he has one daughter named Poupak, and from his second marriage with Parvin Koush'yār one son named Pouryā.

Khosrow Shakibai died at 6 am on July 18, 2008, of liver cancer in Pārsiān Hospital in Tehran. Earlier it had been reported that Shakibai's death had been a consequence of his heart failure. Parviz Jāhed in an article with the title The Play is Over (Bāzi tamām shodeh ast), published by Radio Zamāneh (dated July 19, 2008), refers to Khosrow Shakibai's severe dependency on drugs and suggests that Shakibai's premature death is likely to have been precipitated by this dependency. It has further been reported that on October 5, 2007, Khosrow Shakibai had been admitted to a hospital for suffering from diabetes, however on his explicit request the press had withheld this information from public.

On Sunday, July 20, 2008, the body of Khosrow Shakibai was laid to rest in The Artists Section of Behesht-e Zahra Cemetery in Tehran. His funeral procession began at 9 am from Vahdat Hall (Tālār-e Vahdat), Hafez Street, in Tehran

 

Shakibai's feature films

  • Khatt-e Ghermez (The Red Line), directed by Masud Kimiai, 1981 (1360 AH)
  • Dād'shāh, directed by Habib Kavosh, 1983 (1362 AH)
  • Sā'e'gheh (Thunderbolt), directed by Zia-od-Din Dari, 1984 (1363 AH)
  • Rābeteh (The Rapport), directed by Pouran Derakhshandeh, 1986 (1365 AH)
  • Dozd va Nevisandeh (The Thief and the Writer), directed by Kāzem Ma'sumi, 1986 (1365 AH)
  • Shekār (The Hunt, Hunting), directed by Majid Javānmard, 1987 (1366 AH)
  • Tran (The Train), directed by Amir Ghavi'del, 1987 (1366 AH)
  • Obur az Ghobār (Passing Through Dust), directed by Pouran Derakhshandeh, 1989 (1368 AH)
  • Hamoun, directed by Dariush Mehrjoui, 1989 (1368 AH)
  • Jost-o-jou dar Jazareh (Search-and-Exploration on the Island), directed by Mehdi Sabbagh'zādeh, 1990 (1369 AH)
  • Eblis (The Satan), directed by Ahmad-Reza Darvish, 1990 (1369 AH)
  • Bānu (The Lady), directed by Dariush Mehrjoui, 1991 (1370 AH) (released in 1998)
  • Yek-bār barāy-e Hamisheh (Once and for Ever), Sirus Alvand, 1992 (1371 AH)
  • Sārā (Sara), directed by Dariush Mehrjoui, 1992 (1371 AH)
  • Parvāz rā be Khāter Besepār (Remember the Flying), Hamid Rakhshāni, 1992 (1371 AH)
  • Blof (Bluff), directed by Samuel Khāchekiān, 1993 (1372 AH)
  • Kimiā (The Philosopher's Stone), directed by Ahmad-Reza Darvish, 1994 (1373 AH)
  • Pari, directed by Dariush Mehrjoui, 1994 (1373 AH)
  • Dard-e Moshtarak (The Shared Agony), directed by Yasamin Malek Nasr, 1994 (1373 AH)
  • Khāharan-e Gharib (The Estranged Sisters), directed by Kiumars Pourahmad, 1995 (1374 AH)
  • Āsheqāneh (Amorously), directed by Ali-Reza Davoudnejad, 1995 (1374 AH)
  • Sāyeh be Sāyeh (In Close Pursuit), directed by Ali Zhakān, 1995 (1374 AH)
  • Sar Zamin-e Khorshid (The Land of the Sun), directed by Ahmad-Reza Darvish, 1996 (1375 AH)
  • Zendegi (The Life), directed by Asghar Hashemi, 1997 (1376 AH)
  • Ravāni (Psycho), directed by Dariush Farhang, 1997 (1376 AH)
  • Mix (Mix), directed by Dariush Mehrjoui, 1999 (1378 AH)
  • Eshgh-e Shisheh-i (The Vitreous Love), directed by Dariush Mehrjoui, 1999 (1378 AH)
  • Dokhtar Dā'i-ye Gomshodeh (The Lost Niece), directed by Dariush Mehrjoui, 1999 (1378 AH)
  • Yek Daastaan e Naagofte (An Untold Story), A Documentary directed by Hossein Khandan, 2000 (1379 AH)
  • Dokhtari be Nām-e Tondar (A Girl Named Thunder), directed by Hamid-Reza Ashtianipour, 2000 (1379 AH)
  • Mozāhem (The Nuisance), directed by Sirus Alvand, 2001 (1380 AH)
  • Lezhion (The Legion), directed by Zia-od-Din Dari, 2001 (1380 AH)
  • Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper), directed by Naser Taghvai, 2001 (1380 AH)
  • Asiri (Ethereal), directed by Mohammd-Ali Sajjādi, 2001 (1380 AH)
  • Sobhāneh Barāy-e Do Nafar (Breakfast For Two), directed by Mehdi Sabbaghzadeh, 2003 (1382 AH)
  • Hokm (The Verdict), directed by Masud Kimiai, 2004 (1383 AH)
  • Ezdevāj-e Sourati (The Superficial Marriage), directed by Manuchehr Masiri, 2004 (1383 AH)
  • Sālād-e Fasl (The Garden Salad), directed by Fereydoun Jayrani, 2004 (1383 AH)
  • Che Kasi Amir rā Kosht? (Who Killed Amir?), directed by Mehdi Karampour, 2005 (1384 AH)
  • Arousak-e Farangi (The European Doll), directed by Farhad Sabā, 2005 (1384 AH)
  • Pishnehād-e Panj Meluni (The Five-Million [Dollar] Proposition), directed by Fereydoun Jayrani, 2005 (1384 AH)
  • Setāreh-hā (The Stars), directed by Fereydoun Jayrani, 2005 (1384 AH)
  • Dasthā-ye Khāli (The Empty Hands), directed by Abol-Ghāsem Tālebi, 2006 (1385 AH)
  • Otobus-e Shab (The Night Bus), directed by Kiumars Pourahmad, 2006 (1385 AH)
  • Ra'is (The Boss), directed by Masoud Kimiai, 2006 (1385 AH)
  • Shab (The Night), directed by Golnaz Rahimi, 2007 (1386 AH)
  • Emruz na Fardā (Today and Not Tomorrow), directed by Fereydoun Jayrani, 2008 (1387 AH)
  • Del Shekasteh (Broken-hearted), directed by Ali Ru'in'tan, 2008 (1387 AH)

Some television series/productions in which Shakibai performed

  • Ruzi Ruzegāri (Some Day and Some Age), directed by Amro'llah Ahmadjou, 1989 (1368 AH)
  • Modarres (The Teacher), ???, ???
  • Khāneh-ye Sabz (The Green House), directed by Bijan Bi'rang and Masoud Resām, 1996 (1375 AH)
  • Kāktus (Cactus), directed by Mohammd-Reza Honarmand, 1998 (1377 AH)
  • Tofang-e Sar-por (The Charged Rifle), directed by Amro'llah Ahmadjou, 1999/2000 (1378/1379 AH)
  • Dar Kenār-e Ham (Being Together), directed by Fat'h-Ali Oveisi, 2002 (1381 AH)
  • Sar-Zamin-e Sabz (The Green Country), directed by Bijan Bi'rang and Masoud Resām, 2007 (1386 AH)
  • Mirās (Inheritance), directed by Mohammad-Hossein Zeyn'ali, 2007 (1386 AH)
  • Sheykh Bahā'i (see Sheykh Bahaee, aka Baha' al-Din al-'Amili), directed by Shahrām Asadi, 2008 (1387 AH)

Recorded readings of poetry by Shakibai

  1. ^ A reference perhaps to "My Little Angle", Pari-ye Kuchak-e Man, in Farrokhzad's celebrated poem "Another Birth", Tavallodi Digar.

Awards and nominations

Awards

  • Crystal Phoenix at the 8th Fajr International Film Festival, 1989 (1368 AH), for his main role in Hamoun
  • Crystal Phoenix at the 13th Fajr International Film Festival, 1993 (1373 AH), for his main role in Kimiā (The Philosopher's Stone)
  • Golden Tablet by the Iran Actor Site, 2003 (1382 AH), the 3rd Series, for Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper)
  • Crystal Phoenix at the 23rd Fajr International Film Festival, 2004 (1383 AH), for his supporting role in Sālād-e Fasl (The Garden Salad)
  • Certificate of Honour at the 25th Fajr International Film Festival, 2006 (1385 AH), for his main role in Otobus-e Shab (The Night Bus)
  • Second best Actor in the category of men, for Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper), during the 17th sequence, 2002 (1381 AH), by Writers and Critics

Nominations

  • Crystal Phoenix at the 11th Fajr International Film Festival, 1992 (1371 AH), for his main role in Yek'bār Barāy-e Hamisheh (Once and for Ever)
  • Crystal Phoenix at the 15th Fajr International Film Festival, 1996 (1375 AH), for his main role in Sāyeh be Sāyeh (In Close Pursuit)
  • Crystal Phoenix at the 20th Fajr International Film Festival, 2001 (1380 AH), for his main role in Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper)
  • Golden Tablet by the Iran Actor Site, 2005 (1384 AH), the 6th Series, for Sālād-e Fasl (The Garden Salad)
  • Golden Tablet by the Iran Actor Site, 2005 (1384 AH), the 6th Series, for Hokm (The Verdict)
  • Golden Image (Tandis-e Zarrin), 2006 (1385 AH), for the best main role in the category of men in the feature film Che Kasi Amir rā Kosht? (Who Killed Amir?)

References

  • Kosrow Shakibā'i, in Persian, Persian Wikipedia.
  • Kosrow Shakibā'i, in Persian, a concise artistic biography of Kosrow Shakibā'i, IranAct.
  • Parviz Jāhed, Bāzi tamām shodeh ast (The Play is Over), in Persian, Radio Zamāneh, July 19, 2008. [1].
  • The body of Kosrow Shakibā'i is laid to rest (Paykar-e Kosrow Shakibā'i Tash'ee Shod), in Persian, Jām-e Jam, July 20, 2008, [2].
  • Kosrow Shakibā'i from Vahdat Hall to the Eternal House (Kosrow Shakibā'i az Tālār-e Vahdat tā Khāneh-ye Abadi), in Persian, Jām-e Jam, July 20, 2008

+   آزیتا روزبه ; ٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

Auszeichnungen khosro shakibaei


Universität Teheran. Danach arbeitete er zunächst als Theaterschauspieler und begann 1982 seine Filmkarriere mit dem Film Khatt-e Ghermez (The Red Line) von Masud Kimiai. 1989 gewann er den iranischen Filmpreis Kristall Phoenix (Simurgh) für seine Darstellungen in dem Film Hāmun, der bald Kultstatus erreichte. Weitere Auszeichnungen folgten unter anderem für seine Leistungen in Kimiā (The Philosopher's Stone, 1995).

Filme .Auswahl

  • 1981: Khatt-e Ghermez (The Red Line), Regie Masud Kimiai
  • 1989: Hāmun, Regie Dariush Mehrjui
  • 1991: Bānu (The Lady), Regie Dariush Mehrjui, (Veröffentlicht 1998)
  • 1992: Yek-bār barāy-e Hamisheh (Once and for Ever), Sirus Alvand
  • 1992: Sārā (Sara), Regie Dariush Mehrjui
  • 1994: Kimiā (The Philosopher's Stone), Regie Ahmad-Reza Darvish
  • 2001: Kāghaz-e bi Khatt (The Unruled Paper), Regie Naser Taghvai
  • 2004: Hokm (The Verdict), Regie Masud Kimiai
  • 2004: Ezdevāj-e Sourati (The Superficial Marriage), Regie Manuchehr Masiri
  • 2004: Sālād-e Fasl (The Garden Salad) Regie Fereydoun Jayrani
  • 2005: Che Kasi Amir rā Kosht? (Who Killed Amir?), Regie Mehdi Karampour
  • 2005: Arousak-e Farangi (The European Doll), Regie Farhad Sabā
  • 2005: Pishnehād-e Panj Meluni (The Five-Million [Dollar] Proposition), Regie Fereydoun Jayrani
  • 2005: Setāreh-hā (The Stars), Regie Fereydoun Jayrani
  • 2006: Dasthā-ye Khāli (The Empty Hands), Regie Abol-Ghāsem Tālebi
  • 2006: Otobus-e Shab (The Night Bus), Regie Kiumars Pourahmad
  • 2006: Ra'is (The Boss), Regie Masoud Kimiai
  • 2007: Shab (The Night)
  • 2008: Emruz na Fardā (Today and Not Tomorrow)
  • 2008: Delshekasteh (Heart Broken)

Fernsehserien (Auswahl)]

  • 1989: Ruzi Ruzegāri (Some Day and Some Age), Regie Amro'llah Ahmadjou
  • 1996: Khāneh-ye Sabz (The Green House), Regie Bijan Bi'rang und Masoud Resām
  • 1998: Kāktus (Cactus), Regie Mohammd-Reza Honarmand
  • 2000: Tofang-e Sar-por (The Charged Rifle), Regie Amro'llah Ahmadjou
  • 2002: Dar Kenār-e Ham (Being Together), Regie Fat'h-Ali Oveisi
  • 2007: Sar-Zamin-e Sabz (The Green Country), Regie Bijan Bi'rang und Masoud Resām

Lesungen

  • Pari Khāni (Reading the Angels), Gedichte von Forough Farokhzad
  • Hajm-e Sabz (The Green Volume), Gedichte von Sohrab Sepehri
  • Neshāni-hā (The Addresses), Gedichte von Sayyed-Ali Sālehi
  • Nāmeh-hā (The Letters), Gedichte von Sayyed-Ali Sālehi
  • Mehrabāni (Kindness)
  • Albom-e Sohrāb (Sohrab's Album), Gedichte von Sohrab Sepehri

Auszeichnungen  Auswahl]

  • 1989: Kristall Phoenix des 8. Internationalen Fajr-Filmfestivals für seine Hauptrolle in Hāmun
  • 1995: Kristall Phoenix des 13. Fajr International Film Festivals für seine Hauptrolle in Kimiā (The Philosopher's Stone)
  • 2003: Golden Tablet der Iranischen Schauspielgruppe, für Kāghaz-e bi Khatt (The Unruled Paper)
  • 2004: Kristall Phoenix des 23. Fajr International Film Festivals für seine Rolle in Sālād-e Fasl (The Garden Salad)
  • 2006: Ehrenauszeichnung des 25. Fajr International Film Festivals für seine Hauptrolle in Otobus-e Shab (The Night Bus)

 

+   آزیتا روزبه ; ٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

Khosro a étudié pour devenir acteur à la faculté

des beaux arts de l’Université de Téhéran. Il a débuté sa carrière sur la scène de théâtre en 1963. Son premier rôle au cinéma était dans le film Khatt-e Ghermez (La ligne rouge) de Massoud Kimiaei en 1982. Avec le film Hamoun, il a performé au cinéma, si bien que par la suite on lui a offert de jouer dans sept autres films avec plus pu moins le même type de personnage.

La performance de Shakibai dans Hamoun a marqué un point culminant dans sa carrière. Il a reçu le Simorgh de cristal au Festival du film Fajr pour son personnage-type de Hamoun, un intellectuel à la lettre qui perd graduellement son contact avec la réalité et tombe dans le piège d’un conflit obsessif et destructif avec sa femme étrange qu’il aime profondément.

Shakibai a joué aussi dans plusieurs séries télévisées majeures. Il a gagné un Simorgh de cristal (Phoenix de cristal) pour son rôle dans Kimiā (la pierre philosophale) (1994) de Ahmad-Reza Darvish.

Il a aussi enregistré un nombre considérable de CDs de sa voix en récitant des poèmes persans contemporains comme ceux de Forough Farrokhzad et Sohrab Sepehri.

Shakibai est crédité pour son soutien au développement de statut de la performance artistique en Iran à la fin des années 1980.

Vie privée [modifier]

Khosro Shakibai est le fils de Colonel Ahmad Shakibāi et de Madame Farideh Khātami. Son père, Colonel de l’armée, est mort de cancer quand Khosro (appelé Mahmoud par la famille et ses amis proches) avait encore quatorze ans.

Il s’est marié deux fois. De son premier mariage avec l’actrice Tānyā Joharí il a une fille appelée Poupak, et de son second mariage avec Parvin Koush'yār un fils nommé Pouryā.

Khosro Shakibai est mort à 6h du matin le 18 juillet 2008, d'un cancer du foie à l’hôpital Pārsiān à Téhéran. Auparavant, il a été rapporté que la mort de Shakibai avait été la conséquence de son insuffisance cardiaque.

Parviz Jāhed dans un article intitulé Les jeux sont faits (Bāzi tamām shodeh ast), publié par Radio Zamāneh (au 19 juillet 2008), mentionne la dépendance sévère de Khosro Shakibai aux drogues et suggère que la mort prématurée de Shakibai a été précipitée par sa dépendance.

Il a également été rapporté qu’au 5 octobre 2007, Khosro Shakibai a été hospitalisé à cause de son diabète, pourtant, à la demande de ce dernier, la nouvelle n’a pas été dévoilée par les médias.

Le dimanche 20 juillet 2008, le corps de Khosro Shakibai a été enterré à la section des artistes du cimetière Behesht-e Zahra à Téhéran. La cérémonie de ses funérailles a été commencée à 9h du matin depuis la salle Vahdat (Tālār-e Vahdat), la Rue Hafez, à Téhéran.

Filmographie [modifier]

  • 1981 : Khatt-e Ghermez (La Ligne Rouge) de Massoud Kimiaei
  • 1983 : Dād'shāh, de Habib Kavosh.
  • 1984 : Sā'e'gheh (La Tonnerre) de Zia-od-Din Dari,
  • 1986 : Rābeteh (Le Rapport) de Pouran Derakhshandeh.
  • 1986 : Dozd va Nevisandeh (Voleur et Écrivain) de Kāzem Ma'sumi
  • 1987 : Shekār (La chasse) de Majid Javānmard
  • 1987 : Tran (Le Train) de Amir Ghavi'del
  • 1989 : Obur az Ghobār (Passer à travers la brume) de Pouran Derakhshandeh.
  • 1989 : Hamoun de Dariush Mehrjui.
  • 1990 : Jost-o-jou dar Jazareh (Exploration dans L’île) de Mehdi Sabbagh'zādeh.
  • 1990 : Eblis (Le Satan) de Ahmad-Reza Darvish.
  • 1991 : Bānu (La Dame) de Dariush Mehrjui (released in 1998)
  • 1992 : Yek-bār barāy-e Hamisheh (Une fois pour toujours) de Sirus Alvand.
  • 1992 : Sara de Dariush Mehrjui.
  • 1992 : Parvāz rā be Khāter Besepār (Souviens-toi du vol) de Hamid Rakhshāni,
  • 1993 : Blof (Bluff) de Samuel Khāchekiān.
  • 1994 : Kimiā (La pierre philosophale) d’Ahmad-Reza Darvish.
  • 1994 : Pari de Dariush Mehrjui.
  • 1994 : Dard-e Moshtarak (Douleur partagée) de Yasamin Malek Nasr,
  • 1995 : Khāharan-e Gharib (Les Sœurs étrangers) de Kiomars Pourahmad.
  • 1995 : Āsheqāneh (Amoureusement) de Ali-Reza Davoudnejad.
  • 1995 : Sāyeh be Sāyeh (A ses trousses) d’Ali Zhakān.
  • 1996 : Sar Zamin-e Khorshid (La terre du soleil) d’Ahmad-Reza Darvish.
  • 1997 : Zendegi(La Vie) d’Asghar Hashemi.
  • 1997 : Ravāni (Le Psycho) de Dariush Farhang.
  • 1999 : Mix (Mix) de Dariush Mehrjui.
  • 1999 : Eshgh-e Shisheh-i (Amour en verre) de Dariush Mehrjui.
  • 1999 : Dokhtar Dā'i-ye Gomshodeh (La Cousine perdue) de Dariush Mehrjui
  • 2000 : Yek Daastaan e Naagofte (Histoire non-racontée), un documentaire de Hossein Khandan,
  • 2000 : Dokhtari be Nām-e Tondar (La fille nommée Tonnerre) de Hamid-Reza Ashtianipour.
  • 2001 : Mozāhem (La Nuisance) de Sirus Alvand.
  • 2001 : Lezhion (La Légion) de Zia-od-Din Dari.
  • 2001 : Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper) de Naser Taghvai.
  • 2001 : Asiri (Éthérie) de Mohammd-Ali Sajjādi.
  • 2003 : Sobhāneh Barāy-e Do Nafar (Petit-déjeuner pour deux) de Mehdi Sabbaghzadeh.
  • 2004 : Hokm (Le Verdict) de Massoud Kimiaei.
  • 2004 : Ezdevāj-e Sourati (Le Mariage Rose {Superficiel}) de Manuchehr Masiri,
  • 2004 : Sālād-e Fasl (Salade de saison) de Fereydoun Jayrani.
  • 2005 : Che Kasi Amir rā Kosht? (Qui a tué Amir ?) de Mehdi Karampour.
  • 2005 : Arousak-e Farangi (Poupée européenne) de Farhad Sabā.
  • 2005 : Pishnehād-e Panj Meluni (Proposition de Cinq-cents Million de dollars), de Fereydoun Jayrani.
  • 2005 : Setāreh-hā (Les Étoiles) de Fereydoun Jayrani.
  • 2006 : Dasthā-ye Khāli (Les Mains vides) d’Abol-Ghāsem Tālebi.
  • 2006 : Otobus-e Shab (Le Bus de nuit) de Kiomars Pourahmad.
  • 2006 : Ra'is (Le Boss) de Massoud Kimiaei.
  • 2007 : Shab (La Nuit) de Golnaz Rahimi.
  • 2008 : Emruz na Fardā (Pas aujourd’hui, demain)

Récitation des poèmes contemporains par Shakibai [modifier]

  • Pari Khāni (Lire des Anges 1), poèmes de Forough Farrokhzad
  • Hajm-e Sabz (Le Volume Vert), poèmes de Sohrab Sepehri
  • Neshāni-hā (Des adresses), poèmes de Sayyed-Ali Sālehi
  • Nāmeh-hā (Des Lettres), poèmes de Sayyed-Ali Sālehi
  • Mehrabāni (Gentillesse), ???
  • Albom-e Sohrāb (Allume de Sohrab), poèmes de Sohrab Sepehri

1. Il fait probablement référence à « Ma petite Ange », Pari-ye Kuchak-e Man, dans le célèbre recueil de poèmes de Farrokhzad, « Une autre naissance », Tavallodi Digar.

Prix et nominations ]

Prix

  • 1989 : Simorgh de cristal du meilleur principal rôle masculin au 8e Festival du film Fajr pour Hamoun
  • 1993 : Simorgh de cristal du meilleur principal rôle masculin au 13e Festival du film Fajr pour Kimiā (Pierre philosophale)
  • 2003 : Tablette d’Or du Site Iran Actor, la 3e Série, pour Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper)
  • 2004 : Simorgh de cristal du meilleur second rôle masculin au 23e Festival du film Fajr pour Sālād-e Fasl (Salade de saison)
  • 2006 : Certificat d’honneur du meilleur principal rôle masculin au 25e Festival du film Fajr pour Otobus-e Shab (Le Bus de nuit)
  • 2002 : Meilleur second rôle masculin pour Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper), pendant la 17e séquence, de la part des écrivains et des critiques

Nominations

  • 1992 : Nommé au Simorgh de cristal du meilleur principal rôle masculin au 11e Festival du film Fajr pour Yek'bār Barāy-e Hamisheh (Une fois pour toujours)
  • 1996 : Nommé au Simorgh de cristal du meilleur principal rôle masculin au 15e Festival du film Fajr pour Sāyeh be Sāyeh (A ses trousses)
  • 2001 : Nommé au Simorgh de cristal du meilleur principal rôle masculin au 20e Festival du film Fajr pour Kāghaz-e bi Khatt (Unruled Paper)
  • 2005 : Nommé au Golden Tablet du Site Iran Actor, la 6e Série, pour Sālād-e Fasl (Salade de saison)
  • 2005 : Nommé au Golden Tablet du Site Iran Actor, la 6e Série, pour Hokm (Le Verdict)
  • 2006 : Nommé au Golden Image (Tandis-e Zarrin) du meilleur principal rôle masculin pour Che Kasi Amir rā Kosht? (Qui a tué Amir ?)

+   آزیتا روزبه ; ۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

+   پرشین بلاگ ; ۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱/۱٦

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir